
جزئیاتو یه دقه دلتونو نگه دارین اول یه خبر توپ بدم 
آقا من تقریبا چهار پنج هفتس دنبال این کیفای با کلاس میگردم که چرمی باشه و خوشگلو البته ارزون که پیدا نبود که نبود. امروز دیدم خوشگل خانوم ما دستش یه چیزایی هس اما توی ساکو نمیتونستم ببینم که...
که...
که وانگهی گفت محمد تولدت مبارک
و ساکو داد بهمو منم عین اسب افتادم رو ساکو داخلشو هرچی خواستم بدون باز کردن بگم چیه اما این خانوم ما نمیگفت 
این وسط من واقعا نگرون حال بغل دستیم بودم که از شدت کنجکاوی داشت خودشو پرپر میکرد 
منو داری؟ عین بز کاغذ کادو رو جر دادم دیدم به ببببببببببببببببببببببببه همون کیفیه که میخواستمو همون رنگی که میخواستمو چرمم هست البته اصلا امکانش نیس که ارزون بوده باشه

اومدم خونه کامل باز کردم دیدم واقعا یه چیز تک برام گرفته و از روی خوشحالیم تعریف نمیکنمُ واقعا تکه... 
خلاصه که امروز خیلی ماجرا داشتیما اما این برام خیلی خیلی خیلی با ارزش بود 
کادوی تولدم بعد از چهارده روز که دلمم واسه گلم یه ذره شده بود بهترین کادوی تولد عمرم بود...
از همه مهمتر . . . عطر دستای نازو خوش بوی مریممو میده . . . 

و آسمان چشمانت
معجزه به آتش کشیدن
شب های تنهایی من است...

+ مریمم امروز یکی از بهترین روزای سالمون بوده. ازت ممنونمو بابت تمومش از صمیم قلبم میگم بهترینم؟
دوست دارم . . .
خیلی . . . 
