قهرمان شدم
قهرمان صبر فراق


قهرمان شدم...
دوکلوم بیشتر نیستا اما تو سه تا نقطش هزاران کلمه و ...
ها؟ چیه؟ نه... عمرا اگه تو میتونستی اول بشی...
مثلنکه دلت میخواست تو مسابقش بودی.آره؟!
خب مسابقش سه تا شرط داشت...
یه عاشق
یه دل داغون از جدایی
یه عشق ناب و ناز
جا نخور. کاری به دو شرط اول ندارم اما عمرا شرط آخرت مثل من باشه...
هی...
آره...
میدونی چیه؟ چیه؟ خیلی سخته بخوای این همه از عشقت دور باشی و نبینیش...
من سسسهههههههههههههههه ماااااه ندیدم عشقمو...
کور بودم...
دو تا چشم داشتم اما اون چشمایی که مریمشو نبینه دیگه اسمش بینا نیس... میشه کور...
الکی تو فکر مسابقه با من نباشین... اصلا... چون اصلا شرایطشو حتی نمیتونین درک کنین...
خب من تو این مسابقه تک نفره اول شدم...
کدومتون میتونه با دوری این همه مدت عشقش زنده بمونه؟ تو؟؟؟ شاید تو بتونی...
اما من نه. عشق من که بالاترین و بهترین عشق دنیاس که من تا امروز زنده موندمو دیدمش اینو واسه خودم یه قهرمانی میدونم...
عشق من توی هیچی کم نداره...
توی خوبی...
توی مهربونی...
توی پاکی...
توی نازنینی...
توی خوشکلی و دلبری از محمدش...
مریم من؟ عزیزم؟ عزیزترین قلب من؟ دنیای هرکسی براش یه زیبایی هایی داره و بخاطر همون زیباییهاس که داره زندگی میکنه... توی دنیای هرکسی زیبایی هس... اما توی دنیای من اگه تموم زیبایی هم بوده که نبوده خیلی تیره و تاریک بود... خیلی...
اما دیگه نیس...
دیگه یکی هس که حس بودنش بهم آرامش فردا و خوشبختی فردا رو نوید میده...
دیگه یکی هس که همیشه کنارمه و باهاش آرومم...
دیگه مریمم کنارمه...
دیگه تو همیشه مال منی و منم مال تو... فقط...
دیگه مریمم هس که همیشه با لمس دستای مهربونش جون تازه میگیرم...
دیگه مریمم هس که احساس مهربونی بی انتهای قلب پاکش برام زندگی رو روون میکنه...
دیگه تو هستی و من هستم...
دیگه هرگز تنهات نمیذارم...
عشقم؟ مریم من؟ نازنینم؟ دوستت دارم بیشتر از هرکسی...
دیگه به تموم غم و غصه هایی که تا دیروز وجودمو زخمی میکرد از امروز میگم زرشک...
میگم من مریممو دارم...
همه هستی من وجود عشق منه...
دیگه هر غمی در قلبمو زد پشت در بهش میگم اشتباه اومدی اینجا کسی هس که نمیذاره غصه بیاد و عذابم بده...
دیگه به تموم تاریکیا میگم با برق چشمای ناز و مشکی و زیبای تو تموم دنیام و شب و روزم روشنه و نور باران...

مریم من؟ دوستت دارم عشق من... تا همیشه... بی انتها...

