دوستت دارم تنها دلیل زندگی من...
كاش ميشد اشتياقم رو بهت بگم...
كاش ميشد بهت نشون بدم تنها دليل زندگي مني...
آره،وقتي از همه ميبرم.وقتي ديگه از آسمون دلم ميگيره.وقتي از زمين دلگير ميشم.وقتي از همه جا و همه كس بدم مياد و دلم ميگيره.
احساس تنهايي عجيبي ميكنم.يا حتي گاهي...گوشتو بيار جلو.گاهي از خدا هم دلگير ميشم.حس تنهايي ديوونم ميكنه...
با در حرف ميزنم... با ديوار...يا حتي با همين ساعت بي احساسي كه اگه اندازه دلتنگيمو بدونه ديگه گذر اين لحظات لعنتي رو بهم نشون نميده و تيك تيك نميكنه...
حرف ميزنم...اما عين خر فقط نگام ميكنن...
نميدونم چي بگم...ميدوني؟
گاهي وقتا همه دور و ورتن اما باز تنهايي باز عذاب ميكشي بازم اذيت ميشي يا حتي دوس داري چون بي فايده هستی اصلا نباشي...
مگه اينا كي هستن؟ آدمن... آدمايي كه تا زنده اي كاري بهت ندارن وقتيم مردي تموم دردشون پيدا كردن چادر و لباس مشكي اندامي ميشه و لطف ميكنن بعد از چند وقتم فراموشت ميكنن...
اما وقتي كه يكي كه همه كست هست كنارت باشه و هيچ كس ديگه هم نباشه ميبيني انگار همه دنيا رو داري و چون اون كنارته اصلا كم نداري...
خب تو اين دنياي بد ذاتي كه اينطوري هست و كسي به فكر كسي نيست داشتن يه اميد براي زندگي خيلي مهمه...
من يه اميد براي زندگي دارم كه اسمش مريمه...
كسي كه خدا بهم داد تا وجودمو براش بذارم كه كم گذاشتم... اما ميدونم دلش درياست و ميبخشه منو...
آره مريم خدا تو رو بهم داده تا دوست داشته باشمو عاشقانه تا آخر دنيا كنارت باشم... تنهات نذارم و دركت كنم و باهات و برات زندگي كنم...
پس ببخش رفتارای بچگونمو...
پس ببخش بخاطر كم گذاشتنامو بدي هاي بي حد و وصفم...
محمد دوست داره...
آهاي؟ عمرا اگه اندازشو بگي...
خيلي دوست داره و خيلي...
خيلي...
