
خوش اومدی مریم عزیزم 
آره.مریم من بعد از چهار روزی که برام سخت و طاقت فرسا بود برگشت و منی که بیصبرانه منتظرش بودم رو غرق شادی کرد.خیلی دوسش دارم...خوش اومدی عزیزم...



منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم
دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت
بنشینم سر رو شونه هایت بگذارم....از عشق تو.....از داشتن
تو...اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش
بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام
وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم آری من تورا دوست دارم
وعاشقانه تو را می ستایم مریم عزیزم...


همیشه هر گاه دلتنگت میشوم ، مینشینم در گوشه ای و اشک میریزم...
آن لحظه آرزو میکنم که باشی در کنارم ، بنشینی بر روی پاهایم و آهسته در گوشم بگویی که دوستت دارم...
کاش بیاید آن روز ، کاش تبدیل شود به حقیقت آن آرزو ، تا لبخند عاشقی بر روی لبانم بنشیند ، تا کی دلم در غم دوری ات، به انتظار بنشیند!
هیچ است این دل بی تو...
تمام است لحظه های شادی بی تو...
بگیر دست مرا با آن دستان مهربانت...
به تو نیاز دارم همیشه و همه جا...
به آن دل مهربانت...
هستم تا هستی در این دنیای خاموش ، باهم هستیم عزیزم...


ندیدم تا به حال عشق و صداقت را جز از دل تو...
ندیدم تا به حال مهربانی و وفا را جز از قلب مهربان تو...
ندیدم یک قلب پاک را جز قلب درخشان تو...
بیا تا ثابت کنیم به همه معنای یک عشق ماندگار!
برمیگردیم به سر خط ، دلتنگی مرا دیوانه میکند تا آخر خط ، گفتم تا گفته باشم درد دلم را به تو ، یکی که بیشتر نیست در این دنیا دیوانه ی تو!
و حالا که بازگشتی و دیوانگی مرا به جنون با خود بودنت تبدیل کرده ای چگونه ستایشت کنم ای زیباترین قلب من...
تو خیلی مهربانی.تو را میستایم تا عمر دارم.تو فقط مال منی.منم فقط مال تو.اینجاست که عشق واقعی جریان میگیرد.در باهم بودنمان.ممنون که بازگشتی و قلب مچاله ام را تازگی دادی و جان بخشیدی.
سر تا پایت را بوسه باران میکنم... میپرستمت...



