بیا که...

دلم گریه میخواهد...

    من از تکرار واژه دلتنگی خسته ام...

                        من از حروف فاصله بیزارم...

                               من از باد که بوی گیسوانت را نمیآورد دلخورم...

من از هر واژه که نام تو در آن نباشد گریزانم...

                         بیا که...

                                   بیا که بغض کودکانه ام

                                           آغوش تو را کم دارد...

چی شده عشق من؟

زيباي من؟ همه دنياي من؟ چي شده؟
نگو باز چيزي نيست قوربونت برم.چرا ناراحتي؟ محمد چشم ديدن غم تو رو داره واقعا؟ مني كه دنياي من اون نگاه معصومانه و ناز تو هس.مني كه همه هستي من بسته به تپش هاي تو هس.مني كه عمرم و جونم رو براي تو ميدم.مني كه از همه كس و ناكسم بيشتر دوست دارم طاقت غمتو ندارم كه نميگي و غمت آزارم ميده.
الهي قوربون دستت بشم من.انگشتاي ناز مريمم ديروز سوخت با آب جوش.منو ببخش كنارت نبودم تا نوازشت كنم و اشكاتو پاك كنم.

عکس عاشقانه ( دوستت دارم )


مريم من؟ گل نازنينم؟ دلم واسه خنده هات تنگ شده.آره.همون خنده هايي كه برام روحيه زندگي ميده.همون خنده هايي كه منو مجنون ميكنه.چي شده؟
اگه دوس نداري بگي اذيتت نميكنم اما باهات غصه ميخورم.هزار جور فكر ميكنم كه نكنه كسي داره اذيتت ميكنه.نكنه كسي عشقمو از من بگيره.نكنه چيزي هس كه داره وجودشو آزار ميده و نكنه و نكنه و...
عزيزم؟ خورشيد روزهاي محمد؟ ماه شبهاي محمد؟ دوست دارم...اندازه همه عشقاي دنيا...اندازه خدا...
دلم برا خنده هات تنگ شده.دلم واسه سمفونيامون تنگ شده.دلم براي حرف زدنات و درد دلات تنگ شده.باهام حرف بزن.حرفای ناز...
عاشق حرفاي تو هستم عزيز جونم.دلم براي لوس شدنات و ناز كردنات تنگ شده...
دلم خيلي خيلي تنگ شده...
فقط اومدم اينجا بگم براي اينكه لب نازنينت بخنده و شاد باشي من و جسم و روحم يعني با تمام وجود هر كاري بگي ميكنم تا تو توي دل ناز و مهربونت حس شادي رو لمس كني...
اين زندگي تخيلي دنيا رو كه اين همه بالا پاييني داره رو دوس ندارم.اما براي تو زنده ام با تو ميمونم و توی تمام پستي و بلندي هاي زندگي محكم كنارت ميمونم تا احساس امنيت كني و با تو دنيا رو دوس دارم و بي تو متنفرم از دنیا.آخرشم با تو و براي تو هم خواهم مرد.
خانومي نازنينم؟ همه دنياي من؟ همه هستي من؟ عشق پاك من؟ خوشكل من؟ بانوي من؟
دوستت دارم بيشتر از هر كس...

کنارم باش عزیز جانم...

چشمان زیبایت مرا عاشقتر می کند ، بگذار در چشمانت نگاه کنم میخواهم از عشقت دیوانه شوم.
دستهای گرمت را میخواهم ، عزیزم دستهای سردم را بگیر تا آرام شوم.
میخواهم نام مقدست را فریاد بزنم و صدها بار بر لبان مهربانت بوسه بزنم.
خیلی عزیزی برایم مریم، تو بهترینی برایم ، تو زیباترینی.
هیچکس به جز تو لایق این قلب من نیست ، احساسات عاشقانه ام با بودنت در کنارم زیباست.
به پاکی قلبت افتخار میکنم ای عشق ماه روی من.
از اینکه تو را در قلب خویش میبینم خوشحالم و فرداهایم را  با بودن تو پر از امید و خوشبختی می بینم.
در این جاده پر فراز زندگی دستانت را از من جدا نکن ، مرا در این جاده های تشنه و پر از درد رها نکن ، با من بمان ، بمان برای همیشه و مرا باور کن نازنینم.
باورم کن ای عشق ، با باور تو می توانم خوشبختی را نیز باور کنم.
چه لحظه هات زیباییست آنگاه که در کنار تو هستم، چه لحظه رویاییست آنگاه که دستانت را میگیرم و در زیر باران با تو قدم میزنم.
نمی دانی چه آرزوهایی با تو در دل دارم ، شب خواب آنها را میبینم و قلبم برای آن لحظات زیبای با تو بودن بی قرار است عزیزم.
این قلب بی قرارم را باور کن ، مرا تنها نگذار ، بدجور به انتظار رسیدنت نشسته ام.
انتظار برای رسیدن به خوشبختی ، برای در آغوش گرفتنت و نگاه به چشمانی که رسم عاشقی را به من آموخت.
دلم میخواهد همیشه در کنارم باشی زیبای من ، چه زیباست زندگی با تو.
سختی های زندگی با تو چه آسان است ، و لحظه های پر از التهاب ، با بودن تو چه آرام است.
ای شیرینی لحظه های زندگی ام ، ای آرامش بی پایان قلبم بیا در کنارم عزیزم.

نديدنت برايم عذاب آور است ...

عشقت يک لحظه از خاطرم دور نمي شود عزیزم

تمام افکار مرا در خويش غرق ساخته اي ،

که دلم هيچگاه از يادت غافل نمي شود !

ببين که چقدر برايم ارزشمندي ،

که خاطرات با تو بودن از ذهنم پاک نمي شود !

نديدنت برايم عذاب آور است ...

براي مني که به بودنت عادت کرده ام

و ثانيه اي نمي توانم از تو دور بمانم !

از دور ديدنت هم برايم غنيمت است ...

حتي اگر نگاهت به سوي ديگر باشد

همين که نگاهم به سمت تو باشد برايم کافيست !

با من بودنت سهم من است

و تو سهم اين دل تنها هستي فرشته مقدسم...

و خوب مي دانم که دوست داشتن تو جزئي از دوست داشتن خداوند است !

هيچ کس نمي تواند تو را از قلب من بگيرد ... 

زيرا که قلب من تنها متعلق به توست مریم من!

کسي نمي تواند تو را به اندازه من دوست بدارد

چون تمام بود و نبود من از براي توست و خواهد بود...

عشق من دوستت دارم ، بي نهايت…

 
 
گاهی وقتا میشه که از تموم کلمات و جملات دنیا حس تنفر پیدا میکنم...
از تموم زبونا.اصلا از همه چی...
یجورایی کم میارم.همه چیمو کم میارم.از همه جا...
یجور میخوام بهت بگم میخوامت اما نمیتونم حس واقعی خودمو بیان کنم...
اون لحظات واقعا دلنشین و اما سخته...
از تموم کلمات میرنجم و فقط یه چیز رو دوس دارم...
فقط یه چیزو دوس دارم.دوس دارم کنارش باشم تا با رفتارم بهش عشقو ثابت کنم.یه حس عجیبیه...
دوس دارم بغلش کنم.حتی رویاشم مجنونم میکنه...
خیلی گلمو دوس دارم.همه لحظاتم با دیدن هر چیزی بهش فکر میکنم.به این که آینده چی کار کنم تا براش فقط خوشبختیو رقم بزنم.خب خیلی دوسش دارم.میخوام آرامش مطلق داشته باشه.همه ساعتا و دقایقو ثانیه هامو به فکر مریم مقدس خودم هستم... آره اون واقعا مقدسه...
تو تموم تنهاییام بهش فکر میکنم.به اینکه اگه کنارم بود چطوری پرستشش میکردم...
حس خیلی ناز و قشنگیه...
دوس داشتن کسی که میدونی چقدر پاک و بی آلایش و خوب و مهربونه...
مریم؟ تو بهترینی عزیزم...
نخندا... اما الآنم از تموم کلمات متنفرم مریم...
میخوام کنارم باشی و دستاتو لمس کنم...
تو چشات نگاه کنمو از آرامشت اشک بریزم... فقط اشک بریزم...
تو رو تو آغوشم بگیرمو با تمام وجودم غرق زیباییهای عاشقونه بشم...
بپرستمت...
ببوسمت...
دوست دارم ماه من...
   دوستت دارم چون تک ستاره زندگی منی...
             دوستت دارم چون تک مصراع شعر منی...
                     دوستت دارم چون تنها ترین فکر تنهایی منی...
                                 دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی...
                                           دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی...
                                                      دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی...
                                                                دوستت دارم چون خیلی دوستت دارم...
                                                                            عشق من دوستت دارم ، بي نهايت…
 
 
 
سكوت را با صداي ترانه اشكهايم ميشكنم...
تو گوش ميكني و با من همترانه ميشوي...
تو اشكهاي مرا پاك ميكني و من اشكهاي تو را...
چه زیبا و ناز است...
ميبوسم گونه ي مهربان تو را...
نميخواهم اين لحظه بگذرد اي خداااااااااا...
كاش ميشد در كنار هم باشيم مریم، تا آخر دنيا... هستیم...

بدجوری دلتنگتم...

تو الان خوابی مریم عزیزم.تو بغل منی و سر نازت رو سینه منه و با یه دستم پشتتو نوازش میدمو با یه دستمم سرت رو ناز میدم...
رو موهات دست میکشمو آروم برات شعر میخونم عزیزم...
نمیدونی چقدر ناز رو سینه محمدت خوابت برده زیبای خفته من...
گونه های نازتو نوازش میکنمو باهات میخوابم...

راستی؟ خیلی دوست دارم خانوم خوشکل من

وبلاگ خانومم

سلام به همه دوستای گل

وبلاگ مریم عزیزم دوباره راه اندازی شد. هم اکنون میتوانید با یک کلیک طلایی روی لینک این وبلاگ که در پیوندها در صدر لینکها قرار داره به وبلاگ همسر عزیز آیندم برید.

مریم؟ خیلی دوست دارم و صمیمانه ممنونم که برگشتی...

بذا خودمونی بگم. مجنونتم عشق جاودانم...

×دو چشمت طرحی از باغ بهشته×جدا از تو برام دنیاچه زشته×

    

خوش اومدی مریم عزیزم 

آره.مریم من بعد از چهار روزی که برام سخت و طاقت فرسا بود برگشت و منی که بیصبرانه منتظرش بودم رو غرق شادی کرد.خیلی دوسش دارم...خوش اومدی عزیزم...

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم
دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت
بنشینم سر رو شونه هایت بگذارم....از عشق تو.....از داشتن
تو...اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش
بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام
وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم آری من تورا دوست دارم
وعاشقانه تو را می ستایم مریم عزیزم...

همیشه هر گاه دلتنگت میشوم ، مینشینم در گوشه ای و اشک میریزم...
آن لحظه آرزو میکنم که باشی در کنارم ، بنشینی بر روی پاهایم و آهسته در گوشم بگویی که دوستت دارم...
کاش بیاید آن روز ، کاش تبدیل شود به حقیقت آن آرزو ، تا لبخند عاشقی بر روی لبانم بنشیند ، تا کی دلم در غم دوری ات، به انتظار بنشیند!
هیچ است این دل بی تو...

تمام است لحظه های شادی بی تو...

بگیر دست مرا با آن دستان مهربانت...

به تو نیاز دارم همیشه و همه جا...

به آن دل مهربانت...

هستم تا هستی در این دنیای خاموش ، باهم هستیم عزیزم...

می خوام دستات و بگیرم ببین واسه ی عشقت می میرم


ندیدم تا به حال عشق و صداقت را جز از دل تو...

ندیدم تا به حال مهربانی و وفا را جز از قلب مهربان تو...

ندیدم یک قلب پاک را جز قلب درخشان تو...

بیا تا ثابت کنیم به همه معنای یک عشق ماندگار!

برمیگردیم به سر خط ، دلتنگی مرا دیوانه میکند تا آخر خط ، گفتم تا گفته باشم درد دلم را به تو ، یکی که بیشتر نیست در این دنیا دیوانه ی تو!

و حالا که بازگشتی و دیوانگی مرا به جنون با خود بودنت تبدیل کرده ای چگونه ستایشت کنم ای زیباترین قلب من...

تو خیلی مهربانی.تو را میستایم تا عمر دارم.تو فقط مال منی.منم فقط مال تو.اینجاست که عشق واقعی جریان میگیرد.در باهم بودنمان.ممنون که بازگشتی و قلب مچاله ام  را تازگی دادی و جان بخشیدی.

سر تا پایت را بوسه باران میکنم...                            میپرستمت...

 

خانوم بی همتای من؟ بخاطر کم توجهی منو ببخشم.

خانوم بی همتای من؟ بخاطر کم توجهی منو ببخشم.

خب میدونی مریمم؟ خیلی عذاب کشیدم اما خب خیلی فکر کردم دیدم کم توجهی و بعضی حرفام عذابت داده.
اوه.تا یادم نرفته از داداش خوبمون آقا وحید تشکر کنم که خیلی ماه هس.
خب مریم گل من ببخشم دیگه.باشه قربون صدات بشم؟ اینه که اومدم پاتو ببوسم و ازت عذر بخوام.میدونی؟ من اگه بخوام مرد خوبی باشم باید جنبه و تحمل و صبرم رو بالا ببرم تا خانوم عزیزتر از جونم حرفاشو همشو با خودم راحت بزنه.
ببین جات کنارم چقدر خالیه...

خب آره.بچه شدم یکم بازم اما مریم خودتم میدونی که از دوست داشتنم بود.وقتی میری دیگه هیچی ندارم. اما خب تموم سعیم رو میکنم بهتر بشم.همیشه آدم ازونی که هست میتونه بهترم باشه.
برگرد تو آغوش سردم تا گرم بشم با وجودت.
ببین؟ وقتی تو که خانوم خوشگل و ناز خود خود خودمی هستی کنارم من ثروتمندترین مرد رو زمینم و وقتی میری بی اندازه روح و باطنم و ظاهرم فقیر میشه..
میخوام قدم نازتو رو چشام بذاری و برگردی عزیزم.
بی صبرانه منتظر شنیدن صدای ناز اومدن قدم های آسمونیتم.
برگرد که چند روز و شبه که وجودم فقیره فقیر شده.
برگرد.باشه بی همتای من
؟

راستی؟ خیلی دوست دارم.

پاتو با افتخار داشتن خانوم پاک و عسلی که عشق آسمونی منه میبوسم. 

 برگرد باشه؟ مریم من؟ قربونت برم برگرد ای همه دنیای محمد...

قول دادی حبسم کنیا...

با باور تو باور کرده ام که خوشبختم عزیزم ، و لحظات عاشقی برایم زیباست.
با بودن تو احساس کردم آن گمشده را که مدتها در جستجوی او بودم پیدا کرده ام.
فرشته مقدس من؟ با آمدن تو در قلبم گویا قلبم برای یک لحظه نورانی شد…نوری از جنس محبت و عشق .
در این جاده ناهموار زندگی همسفرم باش ، دستهایت را از من جدا نکن و تا پایان این راه لحظه ای از من دور نشو .
وقتی تو همسفرم باشی ، دیگر غمی در این دل ندارم گل من، با احساسی لبریز از عشق و آرامش به این راه نفسگیر زندگی ادامه میدهم عزیزم.
با بودن تو زندگی برایم زیباست خورشیدکم ، خوشبختی در گرو با تو بودن است.
با وجود تو ، زندگی را معنا کرده ام ، معنای زندگی با تو پر از معناست عزیزم.
بیا و تنها برای من باش مریم، احساسات عاشقانه ات را در این لحظه های زیبا برایم ابراز کن.
وقتی با آن صدای مهربانت از عشق برایم سخن میگویی این دل برای تو تا آن سوی کهکشانها پر می کشد. عشق با تو معنای واقعی یک عشق است.
تو را در میان ستاره های آسمان یافته ام ، تو تنها ستاره درخشان و پرنور هستی.
تو را در میان گلستان باغ زندگی در میان تمام گلها یافته ام ، تو زیباترین و خوشبوترین گل هستی.
با باور تو به این باور رسیده ام که بدون تو هرگز!
هرگز شوقی برای زندگی نیست ، راهی برای نفس کشیدن نیست.
تو همنفس منی ، تو همانی که به لحظات سرد زندگی ام با گرمای عشقت جان دادی.
وقتی تو  برای من باشی و من برای تو ، ما هر دو تا ابد برای هم خواهیم بود. چه زیباست ماه من.
با باور تو به این باور رسیده ام که زندگی تنها با تو زیباست.

قول دادی حبسم کنیا...