آغوشت تا ابد...


آرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیم...
آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی...
بیا در آغوشم ، جایی که برایت سرچشمه آرامش است...
آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایت...
بگذار لبهایت را بر روی لبانم ، حرفی نمیزنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت...
خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو...
دستم درون دستهایت ، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو...
محکم فشرده ام تو را در آغوشم ، آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ، قولمان یادت هست ، مرگ در آغوش گرم و کنار هم...
![]()

همین آغوش مهربانت...
چه گرمایی دارد تنت عشق من ، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من...
قلب تو میتپد و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است...
آرامم ، میدانم اینک کجا هستم ، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ، همیشه...
![]()

همانجایی که انتظارش را میکشیدم و هر زمان خوابش را میدیدم آن خواب برایم یک رویای شیرین بود….
در آغوش عشق ، بی خیال همه چیز ، نه میدانم زمان چگونه میگذرد و نه میدانم در چه حالی ام...
![]()

تنها میدانم حالم از این بهتر نمیشود ، دنیای من از این عاشقانه تر...
گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت...
عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ، عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده ، عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه...
خیلی آرامم ، از اینکه در آغوشمی خوشحالم و تا ابد عاشقانه کنارت خواهم ماند...


